حسين شهيدى مازندرانى

41

سرگذشت تهران ( فارسى )

برخوردار است . ايرانيان دربارهء قدرت غير قابل نفوذ اين شهر بسيار لاف مىزنند ، اما از نظر كسانى كه با هنر و فنون نظامى آشنا و داراى تجربه‌اند ، اين استحكامات چندان جدى تلقى نمىشود . استحكامات اين شهر عبارت است از ديوارى نسبتا عظيم و قلعه‌هايى كه در فواصل معين داراى برج‌هاى متعدد است . اضافه بر آن يك خندق به عرض بيست پا و عمق سى پا نيز وجود دارد . بين اين خندق و ديوار ، خاكريزى شده است . تهران از نظر ابعاد از شيراز بزرگتر است ، اما از نظر ظرافت خانه‌ها ، بازارها و باغ‌ها به هيچ‌وجه با شيراز قابل مقايسه نيست . در جنوب تهران به فاصلهء شش ميل خرابه‌هاى شهر رى ، كه زمانى شهر بزرگ و گسترده‌اى بوده است ، ديده مىشود . كوههاى البرز در شرق شهر قرار دارند . در شمال شهر قله بلند دماوند و در غرب شهر ، دشتى به چشم مىخورد كه از بالاترين سطح كشت برخوردار است . اعلام دقيق جمعيت واقعى شهر از عهدهء من خارج است زيرا ميزان جمعيت تا حدودى بستگى به حضور يا غيبت پادشاه دارد و اين بدين سبب است كه پادشاه در فصل تابستان براى گريز از گرماى طاقت‌فرساى تهران به دشت سلطانيه يا اوجان مىرود . به من اطلاع داده شده كه هنگامى كه شاه تهران را ترك مىكند ، بيش از ده تا دوازده‌هزار نفر در تهران باقى نمىمانند . در زمستان با بازگشت شاه به تهران دوباره جمعيت به 70 تا 80 هزار نفر بالغ مىگردد . . . فصل گرما از اوايل ماه ژوئن ( از دهم تيرماه ) آغاز مىشود و تا اوايل سپتامبر ( دهم شهريور ) ادامه دارد و بسيار ناسالم است . . . » « 1 » از ديگر كسانى كه در زمان فتحعليشاه به ايران آمد ، ژوبر « 2 » ، سفير ناپلئون بود كه در كتاب مسافرت در ارمنستان و ايران دربارهء جمعيت تهران مىنويسد : « جمعيت تهران بيش از سى هزار نفر نبود و اين شهر چندان پيشرفتى نداشت . » « 3 » ژنرال گاردان نمايندهء فرانسه نيز كه در سال 1807 ( م . ) به ايران آمده بود جمعيت تهران را در زمستان پنجاه هزار نفر اعلام كرده است . موريه و اوزلى هم كه چند سال بعد به تهران آمدند نظر او را تأييد مىكنند . موريه تعداد خانه‌هاى تهران را دوازده هزار خانه مىداند و اوزلى جمعيت تهران را ميان چهل تا شصت هزار نفر تخمين مىزند . « 4 » جيمز موريه در سال 1222 ( ه ق ) ( 1807 م ) به عنوان نايب سفارت انگليس به ايران آمد . او

--> ( 1 ) . روزنامهء سفر هيئت سرجان ملكم ، ويليام هالينگبرى ، ترجمه ، امير هوشنگ امينى ، ص 70 - 72 ، كتاب‌سرا ، 1363 . ( 2 ) . Jubert ( 3 ) . مسافرت در ارمنستان و ايران ، ترجمهء محمود هدايت ، ص 254 تهران 1322 ، نقل از طهران در گذشته و حال ، ص 193 . ( 4 ) . ايران و قضيه ايران ، ج 1 ، ص 402 - 403 .